كدخداي مردمدار
هاي بنگر كه چه ورمگم در چند سال قبل در اي ده دسپو يك كدخداي بوده كه كه همه كدخدا هاي ده هاي دگه از او حساب مبرده و مگن خيلي ادم خوبش بده و خيلش بدرد مردم مخورده مگن در سال قحطي از احوال همه مردماي ده ور خبرش بده و تا جاي كه تونسته به همش كمك مكرده مثلا : اونهاي كه گندم خيلي دشته گندمهاي اونهاش و كسهاي كه گندم ندشته مفروخته تا اونهاي كه گندم ندشته بي نون بنمونه و كسهاي كه گندم زياد دشته هم پول گندمهاي خودش ومستنده و از مهمترين كارهايش كه وكرده احداث مدرسه در او سالهاي كه حتي در خيلي از شهرهاي دگه مدرسه اي نبوده در دسپو بوده بنام تعليمات اساسي و بعد هم مدرسه پايين ده و ساخت درمانگاه در دسپو و اجاد جاده ماشين رو خداش بيامرزه او بنده خدا چقدر زحمت كشيد ه كه در او سالها براي مردم مدرسه درست كنه ولي يك عده بي انصاقف هم چند سال قبل مدرسه ده بفروخته به يك نفر به مفت كه پول آجرهايش هم نبوده و اون بنده خدا هم در اوجا بري خادش كاخ راس كرده اي بي انصافها يك مدرسه دخترونه ده هم بفروخت و چيزي دگه بري فروش بنمنده و گرنه اوش هم مفروخت حالا خادت قضاوت كنه اون خدابيامرز چه فكر منكرده و اي شوراهاي امروز چه فكر حالا هر كس خادش مدونه كلاهش قاضي كند كي بشتر بدرد اي مردم خورده تا بعد