تبليغاتX
دیسفان کیمیای عشق
تاریخچه- و بوم شناسی روستای دیسفان

كدخداي مردمدار

 

هاي بنگر كه چه ورمگم در چند سال قبل در اي ده دسپو يك كدخداي بوده كه كه همه كدخدا هاي ده هاي دگه از او حساب مبرده و مگن خيلي ادم خوبش بده  و خيلش بدرد مردم مخورده مگن در سال قحطي از احوال همه مردماي ده ور خبرش بده و تا جاي كه تونسته به همش كمك مكرده مثلا :  اونهاي كه گندم خيلي دشته گندمهاي اونهاش و كسهاي كه گندم ندشته مفروخته تا اونهاي كه گندم ندشته بي نون بنمونه و كسهاي كه گندم زياد دشته هم پول گندمهاي خودش ومستنده و از مهمترين كارهايش كه وكرده احداث مدرسه در او سالهاي كه حتي در خيلي از شهرهاي دگه مدرسه اي نبوده در دسپو بوده بنام تعليمات اساسي و بعد هم مدرسه پايين ده و ساخت درمانگاه در دسپو و اجاد جاده ماشين رو  خداش بيامرزه او  بنده خدا چقدر زحمت كشيد ه كه در او سالها براي مردم مدرسه درست كنه ولي يك عده بي انصاقف هم چند سال قبل مدرسه ده بفروخته به يك نفر به مفت كه پول آجرهايش هم نبوده و اون بنده خدا هم در اوجا بري خادش كاخ راس كرده اي بي انصافها يك مدرسه دخترونه ده هم بفروخت و چيزي دگه بري فروش بنمنده و گرنه اوش هم مفروخت حالا خادت قضاوت كنه  اون خدابيامرز چه فكر منكرده و اي شوراهاي امروز چه فكر حالا هر كس خادش مدونه كلاهش قاضي كند كي بشتر بدرد اي مردم خورده  تا بعد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 18:56  توسط دیسفانی تنها  |