تبليغاتX
دیسفان کیمیای عشق
تاریخچه- و بوم شناسی روستای دیسفان

گناباد در دوره ساسانيان ولايتي آباد و داراي قراء معموره بوده است سرزميني لشكر خيز ، مردماني با استعداد ، رزمجو و سلحشوربا امرا و فرماندهاني بزرگ كه همواره ملوك ساساني به معاونت و شهامت آنها مستحضر بوده اند و به پشتيباني آنها فتوحات صورت ميگرفته است .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 12:27  توسط دیسفانی تنها  | 

از مطالعه  منابع معتبر تاريخي مشخص ميگردد كه گناباد در دررانهاي تاريخي گذشته اهميت و اعتبار خاصي داشته و بستر حوادث و رويدادهاي تلخ و شيريني بوده است بسياري از منابع قدمت گناباد را به هزاران سال پيش  نسبت ميدهند ( هرتسفلد با استناد به قول ياقوت جغرافيا نويس مسلمان مي نويسد : ولايت پارت در دوره اشكانيان در جنوب خراسان تا گناباد و بيرجند پيش ميرفت ) كتيبه هايي كه به زبان پارتي در كال جنگال نزديك بيرجند كشف شده تا اندازه اي اين نظريه را تاييد مي كند .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 12:57  توسط دیسفانی تنها  | 

در اسناد و كتب تاريخي نامي از روستاي ديسفان به ميان نيامده  اما از آنجا كه اين روستا جزئي از گناباد بوده يقيننا تاريخ و سرگذشتي جدا از اين منطقه نخواهد داشت بنا براين تاريخ ديسفان را در تاريخ گناباد جستجوخواهيم كرد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:57  توسط دیسفانی تنها  | 

بزودی مطالب متنوع دیگری بر روی وبلاگ قرار میگیرد منتظر باشید
+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 20:9  توسط دیسفانی تنها  | 

بزوددی مطالب متنوع دیگری بر روی وبلاگ قرار میگیرد منتظر باشید
+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 20:9  توسط دیسفانی تنها  | 

آمده ام درو به منگال کنم آی مرد هو               آن قدر بدهد که یک خری بار کنم آی مرد هو

آمده ام درو به دستکاله کنم آی مرد هو                           آنقدر بدهد خوراک گوساله کنم آی مرد هو

آمدهام درو به منگال کنم آی مرد هو                  آنقدر بدهد که خرج یکسال کنم آی مرد هو

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 20:5  توسط دیسفانی تنها  | 

ديسفان به كسر دال نام روستايي از توابع بخش كاخك شهرستان گناباد مي باشد از شرق به كاخك و از غرب به روستاي كلات از شمال به گناباد و از جنوب به روستاي خانيك محدود ميگردد داراي جاده آسفالته و فاصله آن تا كاخك 5 كيلومترو تا شهر گناباد 25 كيلومتر مي باشدو از طريق جاده گناباد به فردوس   (كيلومتر 20) نيز قابل دسترسي است .آب و هواي روستا بدليل كوهستاني بودن نسبت به شهر گناباد    معتدل تر و يكي از ييلاقات منطقه محسوب ميگردد آب آن از چشمه و قنات تامين و شيرين مي باشد  .هسته اوليه روستا روي تپه اي بنام قلعه در داخل دره تشكيل شده و از نوع روستاهاي مجتمع مي باشد  مهدتولد مردان بزرگي چون مرحوم آيت الله فيض ، مرحوم دكترمحمد نجفي ديسفاني استاد دانشگاه و مدير گروه سنجش از دور دانشگاه تربيت مدرس تهران ، دكتر محمد جعفري ديسفاني  استاد دانشگاه پيام نور و آزاد اسلامي و دكتر فيض جراح و متخصص قلب و استاد دانشگاه علوم پزشكي مشهد و .... كه نام چند نفر فوق بعنوان مشتي از خروار است .زبان مردم فارسي و دين آنها اسلام ومذهب شيعه مي باشد نوع پوشش مردم در زمان قديم با اكنون فرق داشته و بتدريج رسوم و فرهنگ مهاجم شهري بر رسوم محلي غلبه نموده است و بسياري از شيوه هاي زندگي و فرهنگ مردم روستايي را تغيير داده است. اقتصاد غالب كشاورزي بصورت سنتي و غير مكانيزه و در كنار آن دامداري بصورت محدود و سنتي وجود دارد و بدليل اقليم جغرافيايي منطقه امكان گسترش آن وجود ندارد مهمترين محصولات كشاورزي آن عبارتند از زعفران ، گندم ، جو و حبوبا ت و سبزيجا ت محصولات باغي آن نيزشامل بادام ،گردو، انجير، زردآلو، انگور، گيلاس، آلبالو، به ،هلو ، توت،و .... مي باشد . جمعيت روستا رو به كاهش و مهاجرت جوانان به شهرها سبب شده كه اكنون روستا به سراي سالمندان مبدل گردد برغم وجود امكانات رفاهي چون آب لوله كشي، برق ، تلفن و جاده آسفالته بدليل عدم برنامه ريزي مناسب از سوي مسولين شهرستان نه تنها ديسفان بلكه تمامي روستاهاي منطقه دچار اين مشكل شده اند مهاجرت جوانان و ماندن پير مردان و پير زناني كه تنها چشم براه فرزنداني هستند كه بدليل گرفتاري هاي زندگي شهري سالي يك الي دوبار به آنها سربزنند و گاهي نيز چشم انتظار فرزندان خود براي هميشه روي در نقاب خاك كشند و چه بسا با فوت يكي از آنها به دليل تغيير نگرشها و باورهاو اعتقادات و سست شدن باورها پيرمرد يا پيرزني تنها بايد در كنج خانه اش در روستا زندگي كند شايد همسايه يا يكي از فاميل از او حالي بپرسد. گاهي هم به ديدار بچه هايش در شهر ها برودكه آنهم براي فردي كه عمر خويش را در هواي آزاد و پاك روستا گذرانده است بسيار سخت و مشكل است .معاش مردم اندكي از كشاورزي و كمكي كه كميته امداد به برخي از سالمندان مي كند تامين ميشود و برخي ديگر نيز ما حصل درآمد سرمايه هاي خود در شهرهاي ديگر را وسيله تامين معاش خود قرار     داده اند .

فرزندان مهاجر روستا در شهرهاي تهران و مشهد و گناباد اكثرا به شغلهاي دولتي اشتغال دارند و جمعيت بزرگي از آنان را فرهنگيان تشكيل ميدهند و سايرين به مشاغلي چون كار در شركتها و ساير ادارات دولتي و برخي نيز مشاغل آزاد چون نانوايي ، راننده تاكسي و .... روي آورده اند.محل سكونت اغلب آنها در تهران محله مشيريه و اتابك در منطقه 15و دلاوران و تهرانپارس در منطقه 4 تهران مي باشد در شهر گناباد اكثريت در شهرك فرهنگيان ساكن و در شهر مشهد بصورت پراكنده زندگي مي نمايند مهاجرين به گناباد داراي مسكن شخصي و مهاجرين به تهران برخي داراي مسكن شخصي و برخي كه طي سالهاي اخير مهاجرت كرده اند مستاجر مي باشند ناگفته نماند كه اولين مهاجران ديسفاني در حدود سال 1320 به تهران وارد و اغلب آنها به كار نانوايي سنگك اشتغال داشته اند و برخي از مهاجرين سالهاي قبل دوباره به روستا برگشته و ساكن شده اند و برخي از آنها هنوز نام حرفه اي را كه در نانوايي داشته اند بعنوان پسوند اسم خود يدك مي كشند مانندشاطر و خليفه و امثالهم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 1:7  توسط دیسفانی تنها  |